چرا غيرت ندارم
در رنگی شادتر ببينمت
در ساعتی ديگر
در غير از اين اخرايی نفسگير
ـ آقا قيمت مرا به دلار حساب کنين
به ريال کمتر از آنم که فکر ميکنيد
ـ بشکه های نفت همچنان دختران زيبا روی می شوند و
استخرهای شير
اين گربه انحراف جنسی کيست
شکل کدام خليج دور است
ايران را کجا می فروشند
هی
دريا
دربست
فجيره
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 23:28  توسط verya
|
اندیشیدن
در سکوت.
آن که می اندیشد
به ناچار دم فرو می بندد
اما آن گاه که زمانه
زخم خورده و معصوم
به شهادت اش طلبد
به هزار زبان سخن خواهد گفت.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 23:4  توسط verya
|
در يك شب سياه
همان سان كه مرگ هست
قلب اميد و در بدرمات من شكست
سرگشته و برهنه و بيخانمان چون باد
آنشب رميد قلب من و از سينه فتاد
زار و عليل و كور
بر روي قطعه سنگ سپيدي كه آنطرف
در بيكران دور
افتاده بود ساكت و خاموش روي گور
گوري كج و عبوس و تنگ افتاده
در سايه سكوت رزي پيرو سوگوار
بيتاب و ناتوان و پريشان و بيقرار
بر سر زدم، گريستم از دست روزگار
گفتم آي تو را به خدا، سابيان پير
با من بگو ، بگو كه خفته در اين گور مرگبار
گز درد تلخ مرگ وي، اين قلب اشكبار
خود را در اين شب تنها و تار گشت
پير و خميده پشت
جانم به لب رسيد
بگو قبر كيست اين
يك قطره خون چكيد به دامان درخت
چون جرهاي شراب غم، از ديدگان مست
فرياد بركشيد اي مرد تيره بخت
بر سنگ سخت گورنوشته بود هر چه هست
بر سنگ سخت گور
از بيكران دور
با جوهر سرشك
دستي نوشته بود (آرامگاه عشق)

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 17:37  توسط verya
|
دیگر برای دیدنت
پشت پنجره نمی آیم
چون میدانم خبری نیست
لعنت به این پنجره ها
که دیگر صورت تو در قابشان نقش نمی بندد
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 9:28  توسط verya
|