تبليغاتX
و تنها مرگ است که صادق است! -

و تنها مرگ است که صادق است!

ديگر براي ديدن او نيست بي گمان
 كاين راه صعب را همه شب برخود
 هموار مي كنم
 او مرده است
 او مرده است در من و ديگر وجود او
 از ياد رفته است
در من تمام آنهمه شبها و روزها
 بر بادرفته است
اينك
 من با عصاي پيري خود در دست
 بر جان خود تمامي اين راه سخت را
 هموار مي كنم
اما براي ديدن او ؟
 هرگز
 من از مزار عهد جواني خويشتن
 ديدار مي كنم
رفتم ديدم
 سيماب صبحگاهي
 از سربلندترين كوهها
فرومي ريخت
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 0:36  توسط verya  |