تبليغاتX
و تنها مرگ است که صادق است! - سنت كوچ

و تنها مرگ است که صادق است!

سنت كوچ

سنت كوچ

آن قدر به اين سو نيامدي
 تا از سيلاب بهاره ي عمر تو
 رودخانه عريض تر شد
 بعد از ماه گرفتگي ، حتي
 از روشني شب هاي شعر
 ازوعده ي ديدار هم گريختي
 من مانده ام و تنگ غروب و چهره هاي بيگانه
 عشاق كه درسايه ي افراها يكديگر را مي بوسند
 در آن طرف رود تو كم رنگ شدي
 همراه گوزن ها ، مارال ها . سبز قباها
 و سنت كوچ
 در جان تو اوج مي گيرد
 اي كولي

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 0:41  توسط verya  |